هویت‌ یابی‌ و مهارتهای‌ زندگی‌


 

 

هویت‌ یابی‌ و مهارتهای‌ زندگی‌

هویت‌ یابی‌ و مهارتهای‌ زندگی‌● هویت‌ یابی‌ :
در دنیایی‌ که‌ بسیار گسترده‌ و پیچیده‌ است‌ و افراد با فعالیتهای‌ مختلف‌ و متفاوتی‌ زندگی‌ می‌کنند، پیدا کردن‌ راه‌ خود، هویت‌ خود و روشن‌ کردن‌ مسیر زندگی‌ فعالیت‌ آسانی‌ نیست‌. بلکه‌ نیاز دارد که‌ نوجوان‌ فکر کند، ارزیابی‌ کند، بررسی‌ کند، آزمایش‌ کند تا بتواند مسیر مناسب‌ خود را انتخاب‌ کند.
نوجوانان‌ تمام‌ جهان‌ با یک‌ وظیفه‌ مشخص‌ و یکسانی‌ روبه‌ رو هستند، آنها تلاش‌ می‌کنند تا ارزشها، نقش‌ها و هویت‌ واقعی‌ خود را کسب‌ کنند، آنها به‌ زندگی‌ افراد مختلف‌ دقت‌ می‌کنند، آنها را ارزیابی‌ می‌کنند، سعی‌ می‌کنند الگوی‌ مناسبی‌ برای‌ زندگی‌ خود پیدا کنند تا بتوانند به‌ هویت‌ پایدار و قوی‌ از خود برسند و مسیر زندگی‌ خود را مشخص‌ کنند.
نداشتن‌ الگوی‌ مناسب‌ برای‌ همانند سازی‌ با وی‌ نیز می‌تواند هویت‌ یابی‌ را مشکل‌ آفرین‌ کند. اختلافات‌ خانوادگی‌، افسردگی‌، اضطراب‌، خجالت‌، فقر و... می‌تواند مانعی‌ برای‌ هویت‌ یابی‌ قوی‌ باشد.
دوستی‌های‌ دختر و پسر و مشکلات‌ ناشی‌ از آنها می‌تواند قسمت‌ زیادی‌ از انرژی‌ روانی‌ و جسمی‌ نوجوان‌ را بگیرد به‌ همین‌ دلیل‌ از نظر علمی‌ نیز این‌ روابط‌ تأیید نمی‌شود. از نظر روان‌شناسی‌ و جامعه‌شناسی‌ دو علمی‌ که‌ به‌ این‌ موضوعات‌ می‌پردازد. نیز این‌ روابط‌ توصیه‌ نمی‌شود. زیرا، وظیفه‌ اصلی‌ رشد در دوران‌ نوجوانی‌، هویت‌ یابی‌ و کسب‌ هویت‌ است‌.
از نظر روانشناسی‌ روابط‌ صمیمانه‌ و ازدواج‌ موضوعی‌ است‌ که‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ جوانی‌ می‌شود. چون‌ هنگامی‌ که‌ نوجوان‌ خود را شناخت‌ و هویت‌ نسبتاً قوی‌ و پایداری‌ از خود به‌ دست‌ آورد و هدف‌ و مسیر زندگی‌ خود را پیدا کرد در مرحله‌ بعد به‌ راحتی‌ می‌تواند شریک‌ مناسبی‌ نیز برای‌ زندگی‌ خود بیابد، زیرا می‌داند کیست‌ و چه‌ می‌خواهد.
" من‌ که‌ هستم‌ و چه‌ توانایی‌ هایی‌ دارم‌؟ "
● راههای‌ رسیدن‌ به‌ هویت‌ موفق‌ در نوجوانان‌ :
مهارتهای‌ زندگی‌ یکی‌ از برنامه‌هایی‌ است‌ که‌ می‌تواند به‌ شما کمک‌ کند تا فرآیند هویت‌یابی‌ خود را به‌ نحو سالم‌تری‌ طی‌ کنید. مهارتهای‌ زندگی‌ متنوع‌ و مختلف‌ هستند ولی‌ برخی‌ از آنها مهم‌تر و شناخته‌ شده‌ترند از جمله‌ توانایی‌ شناختن‌ خود (خودآگاهی‌ )، توانایی‌ تصمیم‌گیری‌، توانایی‌ درک‌ ارزشهای‌ فردی‌ و خانوادگی‌، توانایی‌ برقراری‌ روابط‌ مطلوب‌، توانایی‌ مقابله‌ با هیجان‌ها و توانایی‌ انتخاب‌ هدف‌
۱ـ توانایی‌ خودآگاهی‌ :
این‌ توانایی‌ به‌ ما کمک‌ می‌کند تا ضمن‌ آگاه‌ شدن‌ از ویژگیها و خصوصیات‌ خود، نقاط‌ ضعف‌، نقاط‌ قوت‌، توانمندیها، ترسها و نگرانیهای‌ خود را بشناسیم‌. خودشناسی‌ و آگاهی‌ از خویشتن‌ به‌ ما می‌آموزد که‌ در چه‌ شرایطی‌ تحت‌ فشار روانی‌ قرار می‌گیریم‌ و در چه‌ شرایطی‌ می‌توانیم‌ به‌ شکل‌ مؤثر و مطلوب‌ رفتار نمائیم‌. خودشناسی‌ پیش‌ نیاز روابط‌ مؤثر اجتماعی‌ و بین‌ فردی‌ است‌. این‌ مهارت‌، یکی‌ از مهمترین‌ فعالیتها برای‌ هویت‌یابی‌ سالم‌ است‌. بنابراین‌ :
ـ احساس‌ ما در مورد خویشتن‌، در عملکرد ما در زندگی‌ مؤثر است‌.
ـ احساسی‌ که‌ در مورد خود داریم‌، در برداشت‌ دیگران‌ از ما تأثیر می‌گذارد.
ـ رضایت‌ از خود باعث‌ می‌شود کارها را بهتر انجام‌ دهیم‌ و موفقیت‌ بیشتری‌ کسب‌ کنیم‌.
ـ هر یک‌ از ما توانایی‌ها و ویژگیهای‌ خاصی‌ داریم‌.
۲ـ توانایی‌ تصمیم‌گیری‌ :
بدون‌ تردید، تصمیم‌گیری‌ یکی‌ از مهمترین‌ مهارتهای‌ زندگی‌ است‌ چرا که‌ همواره‌ مجبور خواهیم‌ بود یک‌ راه‌ از میان‌ راههای‌ گوناگون‌ انتخاب‌ کنیم‌. اما اگر برای‌ تصمیم‌گیری‌ مهارت‌ کافی‌ نداشته‌ باشیم‌. قادر به‌ تصمیم‌گیری‌ نخواهیم‌ بود. تصمیم‌گیری‌ درست‌ به‌ شما کمک‌ می‌کند تا بهتر فرآیند هویت‌ یابی‌ را طی‌ کنید و هویت‌ سالمی‌ کسب‌ کنید. بنابراین‌ :
ـ برای‌ هر مسئله‌ یا موقعیتی‌، راه‌ حلهای‌ متفاوت‌ و متعددی‌ وجود دارد.
ـ اتخاذ هر گونه‌ تصمیم‌ یا حتی‌ " تصمیم‌ نگرفتن‌ " پی‌ آمدهایی‌ دارد.
ـ بهترین‌ تصمیم‌، تصمیمی‌ است‌ که‌ با ارزشهای‌ شخص‌ هماهنگ‌ باشد.
ـ پیش‌ بینی‌ و ارزیابی‌ تمامی‌ نتایج‌ هر تصمیم‌، نقش‌ مهمی‌ در اتخاذ آن‌ دارد.
ـ تصمیم‌ مطلوب‌ حاصل‌ یک‌ فرآیند یا عمل‌ هوشیارانه‌ است‌ که‌ در آن‌، راه‌ حلهایی‌ گوناگون‌ بررسی‌ می‌شود.
۳ـ توانایی‌ درک‌ ارزشهای‌ فردی‌ و خانوادگی‌ :
ارزشها و باورها عقایدی‌ هستند که‌ آنها را پذیرفته‌ایم‌ و نسبت‌ به‌ آنها گرایش‌ و نظر مثبتی‌ داریم‌. در عین‌ حال‌، ارزشها چیزهایی‌ را شامل‌ می‌شوند که‌ با آنها مخالفیم‌. اگر ما از ارزشها تصویر روشنی‌ داشته‌ باشیم‌ می‌توانیم‌ تصمیم‌گیریهای‌ خود را با ارزشهایمان‌ هم‌ سو کنیم‌.
شناسایی‌ ارزشهای‌ فردی‌، خانوادگی‌، مذهبی‌ و اجتماعی‌، زندگی‌ ما را جهت‌ می‌دهد.
نوجوانی‌ که‌ بتواند از مجموع‌ ارزشهای‌ مختلف‌ خانوادگی‌، مذهبی‌ و اجتماعی‌، ارزشهای‌ خود را با تفکر انتخاب‌، به‌ آنها پای‌ بند باشد، هویت‌ قوی‌ کسب‌ کرده‌ است‌. این‌ جزیی‌ از خود آگاهی‌ است‌.
می‌توان‌ بحث‌ خودآگاهی‌ را به‌ دو قسمت‌ تقسیم‌ کرد :
۱ـ خودشناسی‌
۲ـ ارزشهای‌ فردی‌ و خانوادگی‌. بنابراین‌ :
ـ ما ارزشهای‌ خود را از خانواده‌، جامعه‌، مذهب‌ و سایر افراد کسب‌ می‌کنیم‌.
ـ ارزشهای‌ ما کیفیات‌، ویژگیها و یا عقایدی‌ هستند که‌ عمیقاً به‌ آنها وابسته‌ایم‌.
ـ ارزشهای‌ ما، بر تصمیم‌ها، اهداف‌ و رفتارهایمان‌ تأثیر می‌گذارند.
ـ اگر رفتار ما مطابق‌ با ارزشهایمان‌ نباشد، احساس‌ ناخوشایندی‌ پیدا خواهیم‌ کرد.
۴ـ توانایی‌ برقراری‌ روابط‌ مطلوب‌ :
این‌ توانایی‌ به‌ ما کمک‌ می‌کند تا در برقراری‌ یک‌ رابطه‌ اجتماعی‌ مطلوب‌ (دوست‌ یابی‌) به‌ نحو مؤثر و مطلوبی‌ عمل‌ کنیم‌ و در حفظ‌ و استمرار دوستیها موفق‌ باشیم‌. در واقع‌ توانایی‌ برقراری‌ و حفظ‌ یک‌ رابطهٔ‌ دوستانه‌ در بهداشت‌ روان‌ ما تأثیر بسزایی‌ دارد.
می‌توان‌ گفت‌ که‌ برقراری‌ یک‌ رابطه‌ مطلوب‌ با اعضای‌ خانواده‌، نقطهٔ‌ آغاز و حرکت‌ این‌ توانایی‌ است‌.
یکی‌ از عناصر اصلی‌ در برقراری‌ روابط‌ اجتماعی‌ مؤثر توانایی‌ و ابراز وجود است‌. ابراز وجود به‌ معنای‌ گرفتن‌ حق‌ خود و ابراز عقاید، نظرات‌، احساسات‌ و افکار خویش‌ به‌ طور مستقیم‌ و صادقانه‌ است‌. ابراز وجود متشکل‌ از هفت‌ جزء می‌باشد:
۱ـ ابراز نظرات‌ و عقاید متفاوت‌
۲ـ تقاضای‌ تغییر رفتارهای‌ نامطلوب‌ از دیگران‌
۳ـ رد درخواست‌های‌ نامعقول‌ دیگران‌
۴ـ پذیرفتن‌ کاستیهای‌ خود
۵ـ آغاز و ادامه‌ روابط‌ دیگران‌
۶ـ ابراز احساسات‌ مثبت‌
۷ـ بیان‌ جملات‌ مرسوم‌ در هنگام‌ رویارویی‌ یا جدا شدن‌ از دیگران‌
۵ـ توانایی‌ مقابله‌ با هیجان‌ها:
این‌ توانایی‌ به‌ ما کمک‌ می‌کند تا هیجانها در خود و دیگران‌ را تشخیص‌ دهیم‌ و در یابیم‌ که‌ هیجانها بر رفتار ما چه‌ تأثیری‌ دارند. اگر خشم‌، اندوه‌، نفرت‌، پرخاش‌، اضطراب‌ و هم‌ به‌ صورت‌ کنترل‌ نشده‌ در آیند و برای‌ مدتی‌ ادامه‌ پیدا کنند بهداشت‌ روان‌ ما را به‌ شدت‌ تهدید می‌کنند.بنابراین‌ :
ـ هیجان‌ها می‌توانند بر نحوهٔ‌ عملکرد فعالیتها ما اثر منفی‌ بگذارند.
ـ بعضی‌ از هیجان‌ها مانند اضطراب‌ اگر در حد کم‌ باشند، می‌تواند انگیزه‌ای‌ برای‌ پیشرفت‌ باشد.
ـ هیجان‌ها دارای‌ پایه‌ای‌ عصبی‌ و فیزیولوژیک‌ می‌باشد. لذا با استفاده‌ از روشهای‌ خاص‌، آرامش‌ عضلانی‌ و سایر روشها می‌توان‌ آن‌ را تا حد زیادی‌ کنترل‌ کرد.
۶ـ توانایی‌ انتخاب‌ هدف‌:
هدف‌ عبارت‌ است‌ از " آنچه‌ در جهت‌ دست‌ یابی‌ به‌ آن‌ می‌کوشیم‌ " اهداف‌ چه‌ کوتاه‌ مدت‌ باشند (طی‌ یک‌ یا چند روز به‌ دست‌ آیند) و چه‌ بلند مدت‌ (در سالهای‌ زندگی‌)، چهارچوبی‌ برای‌ تصمیم‌گیریها فراهم‌ می‌آورد و آگاهی‌ ما را نسبت‌ به‌ خود افزایش‌ می‌دهند. همواره‌ باید سعی‌ کنیم‌ :
ـ اهداف‌ مشخص‌ و ویژه‌ باشند.
ـ زمان‌ لازم‌ برای‌ دست‌ یابی‌ به‌ اهداف‌ را تخمین‌ بزنیم‌.
ـ اهداف‌ منطقی‌ و دست‌ یافتنی‌ باشند.
ـ تفکری‌ مثبت‌ داشته‌ باشیم‌ و در حال‌ حرکت‌ به‌ جلو باشیم‌.
فردی‌ که‌ هویت‌ قوی‌ دارد، اهداف‌ سالم‌ و قابل‌ دسترسی‌ برای‌ خود انتخاب‌ می‌کند و در راه‌ رسیدن‌ به‌ آنها تلاش‌ می‌کند. بنابراین‌ :
ـ می‌بایست‌ میان‌ ارزشهای‌ فرد و هدفهای‌ آینده‌ او ارتباط‌ منطقی‌ وجود داشته‌ باشد.
ـ تصمیم‌هایی‌ که‌ هم‌ اکنون‌ گرفته‌ می‌شود بر هدفهای‌ آینده‌ ما تأثیر می‌گذارند.
ـ هر هدفی‌ مستلزم‌ تصمیم‌گیری‌ و پذیرش‌ احتمال‌ خطر و اشتباه‌ است‌. هیچکس‌ واقعاً نمی‌داند که‌ در آینده‌ چه‌ خواهد شد. بلکه‌ با تفکر و تصمیم‌گیریهای‌ صحیح‌ سعی‌ می‌کند بهترین‌ راه‌ را به‌ سوی‌ آینده‌ مثبت‌ انتخاب‌ کند.

سایر منابع


 
براي ورود به مبحث مربوط به رشد اجتماعي ،ابتدا گذري بر دنياي پرحرارت نوجواني خواهيم داشت و پس از آن به رشد مذکوراشاره خواهد شد و در ادامه برخي از آسيب ها و اختلال هاي مربوط به اين دوره مي پردازيم.
براي اين که بتوانيم به اختصاربه اين مبحث بپردازيم هم در رشد رواني اجتماعي با محور قراردادن هويت ياب در سنين نوجواني وهم در بعد آسيب ها و اختلالات نوجواني بحران هويت به عنوان محوربحث مورد مداقه قرار مي گيرد .
مهمترين نظريه در ارتباط با رشد اجتماعي به ديدگاه اريک اريکسون بر مي گردد که بدان اشاره مي شود. همچنين در بحث آسيب ها به دو پژوهش که در سالهاي اخير در مورد نوجوانان ايراني انجام شده است اشاره مي شود.

گذري بر دنياي کودکي:

رشد اجتماعي از آغاز ارتباط کودک با اطرافيانش آرام آرام شروع که ابتدا با والدين و نزديکان وبعدها با اجتماع وديگران نشان داده مي شود .
نوع ارتباط اجتماعي کودکان بستگي به نوع زندگي ،رفتار و عکس العمل هاي والدين و پس از آن مدرسه و اجتماع دارد .روابط کودک با آشنايان،روابط کودک با دوستان و همکلاسي ها و روابط کودک با اجتماع قابل توجه است اريکسون هريک از مراحل زندگي و رشد را نوعي تعارض مي داند که به صورت منفي و مثبت نشان داده مي شود رفتاري هاي مثبت اجتماعي کودکان ابتدا با لبخند و بعدها به صورت روابط اجتماعي با گروه همسالان ظهورمي کند.رفتارهاي منفي اجتماعي کودکان به صورت اخم ،گوشه گيري ،ترس و اضطراب بروزمي کند.
پس از گذراندن دوران کودکي آرام آرام وارد مرحله ي نوجواني ،بلوغ و موقعيت خاص اين سنين مي شود.

ويژگي ها و خصوصيات نوجوانان

نوجوانان از نظربدني دگرگوني ،تغييرات و تحول بزرگي را متقبل مي شوند . ازنظر فرهنگي اجتماعي تابع شرايط محيطي هستند،فکرمي کنند همه چيز را مي دانند ولي خام اند احساس و هيجان برتعقل آنها غلبه دارد .
در تخيلات و روياها زندگي مي کنند. علاقه شديد به ايجاد ارتباط با همسالان دارند. آمادگي پذيرش مسئوليت هاي خانوادگي و اجتماعي با هم توام است . فشارهاي رواني زيادي را متحمل مي شوند . برخي ويژگي هاي نوجوان ،رشد و قد و وزن سريع داراي اخلاق ،عرفان و معنويت ،فداکار ومبارزه طلب ،ياس درمقابل ناکامي ،آراستگي و خود کشفي ،گرايش به جنس مخالف ،مسئوليت پذير،همدردي با ديگران ،عصبي شدن ،نوسان هيجانات و گاه تناقض .

اجتماعي شدن لازمه ي دنياي نوجواني

1ـ استقلال
2ـ رفتارجنسي
3ـ هماهنگي با همسالان
4ـ عشق در دوران نوجواني
.استانلي هال :دوران بلوغ ونوجواني رادوران طوفان وفشار مي نامد.
.روسو :اين دوره از مراحل زندگي را تولد مجدد معرفي مي کند
.دبيس: تغييرات در دوران بلوغ کل شخصيت نوجوان را در برمي گيرد.
و به اشکال مختلف بروز مي کند.
1ـ به سرعت جنبه انفعالي و عاطفي شخصيت گسترش مي يابدو کل شخصيت فرد را در بر مي گيرد.
2ـ افق فکري از طريق علاقه ورغبت گسترش مي يابد .
3ـ حيات رواني که دررفتار و اعمال فرد بروزمي کند دروني مي شود.
4ـ رفتار نوجوان به سرعت فردي و شخصي مي شود.

نيازهاي نوجوانان

نياز به محبت درنوجواني
1ـ محبت به همسالان همجنس (رفاقت)
2ـ محبت به جنس مخالف (ازدواج)
3ـ محبت به نوع بشر (نوع دوستي)
مباني معرفت شناسي علمي فرزند
شناخت نيازهاي اساسي با هدف تامين آرامش روحي رواني شناخت استعدادهاي اصلي ،با هدف هدايت آن در مسير مطلوب شناخت علاقه ها و گرايشها ،با هدف نفوذ در عمق شخصيت .شناخت ويژگي هاي رشد ،با هدف تغيير رفتار هنجار از ناهنجار .شناخت ضعفها و کاستي ها ،با هدف ياري به فرد براي غلبه بحران ها . بسياري از نيازها کودکان و نوجوانان مانند استقلال ،دوست يابي ،بازي ،تفريح ،آموزشها ،و غيره مورد توجه است که بدان نمي پردازيم .دوست يابي يکي از مهمترين نيازهاي نوجوانان دراين سنين است .نياز نوجوان به تعلق داشتن او به سوي گروه ،اجتماع ،هم سن و سالهايش مي کشاند هر چند اين وضعيت از قبل شروع مي شود ولي در اين سنين به اوج مي رسد
پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي ،مشارکت داشتن درنقش هاي اجتماعي و سازنده ،استقلال ،تمايل به قرار گرفتن در گروهها ،دسته ها و سايرمجامع درنوجوانان تقويت مي شود .اتسولز در تحقيقاتي نشان داد 8درصد پسران به خاطر کوتاه بودن قدخود احساس حقارت مي کنند و 13درصد دختران به خاطر بلندبودن قد خود دچارافسردگي مي شوند.

مراحل هشت گانه رشد اجتماعي اريکسون

اريک اريکسون مراحل رشدخود را باهشت مرحله زندگي انسان به شرح ذيل ارائه کرد . که 4مرحله اول مربوط به کودکي ،مرحله پنجم مختص دوران نوجواني و مرحله آخر مربوط به جواني ،ميانسالي و پيري است که به شرح ذيل مي باشد.
1ـمرحله اول :اعتماد در برابرعدم اعتماد که تا پايان سال اول زندگي .
2ـ مرحله دوم :خود مختاري در برابر شک و شوم که از سال دوم تا سوم مي باشد .
3ـ مرحله سوم :ابتکار در برابر احساس گناه که از سال سوم تا ششم مي باشد .
4ـ مرحله چهارم :کارايي در برابر احساس حقارت که از سال ششم تا دوازدهم مي باشد .
5ـ مرحله پنجم :هويت در برابر سردرگمي نقش که از سال دوازدهم تا سال بيستم مي باشد .
6ـ مرحله ششم :صميميت دربرابر کناره گيري که از سال بيستم تا سي ام مي باشد.
7ـمرحله هفتم :زايندگي در برابر در خود فرورفتگي که از سال چهلم تا شصت و پنجم مي باشد.
8ـ مرحله هشتم :تماميت (انسجام خود )در برابر نااميدي که از شصت و پنج سالگي به بعد مي باشد .

هويت

هويت عبارت است از افتراق و تميزي که فرد بين خود و ديگران مي گذارد. هويت شخصي فردي يک سازه و ساختار رواني اجتماعي است.
گلاسر معتقد است هويت هر فردي 2گروه است
1ـ هويت توفيق .
2ـ هويت شکست.
در هنگام بحران هويت دچار اضطراب مي شود و اشکال در سازگاري دارد .در بحران هويت نوجوان به چند مساله بيش از ديگر مشکلات دچار ترديد و شک مي شود که عبارتنداز:
1ـاهداف بلند مدت.
2ـانتخاب شغل .
3ـ الگوهاي رفاقت .
4ـ رفتار و تمايلات جنسي .
5ـ تشخيص مذهبي .
6ـنظام ارزش هاي اخلاقي .
7ـ تعهد گروهي .
8ـ اختلال در تنظيم وقت .
9ـ نگرش وديد منفي نسبت به خود .
10ـنداشتن روحيه تلاش و فعاليت .

هويت يابي

به عقيده اريکسون عمده ترين تکليف يک نوجوان حل بحران هويت در برابر سردرگمي نقش است . تصميم در مورد شغل آينده ،زندگي ،گاه سر درگمي ممکن است تا30سالگي ادامه يابد. يکي از شيوه هاي اجتناب از سردرگمي و ابهام هويت ،پيوستن به گروه ها و دارودسته ها و ....مي باشد . سن 12تا 18سالگي از نظر اريکسون زمان شکل گيري هويت است . وفاداري دراين سن و احساس تعهد نسبت به سلوک خاص اعتقاد و مذهب و...اهميتي پيدا مي کند.دراين دروه ،فرد بايد خود را بيابد،يعني خويشتن يابي .
نويسنده: اميدرزاقي

منبع:نشريه راه موفقيت ،شماره 14